ابراهيم اصلاح عربانى

124

كتاب گيلان ( فارسى )

خشكسالى و يا حوادث تاريخى از قبيل جنگ و حتى بىثباتى سياسى نيز نتوانسته است خللى در روند بالندگى كشاورزى گيلان بوجود آورد . محصولاتى مانند برنج ، چاى و زيتون را مىتوان هويت اصلى زراعى منطقه به‌شمار آورد . چرا كه حدود 36 % برنج كشور ، 90 % چاى و 83 % زيتون كشور در استان گيلان توليد مىشود . بدين‌ترتيب اين سه محصول كه هم از سطح زير كشت و هم از توليد نسبتا بالائى برخوردارند نه در مقياس منطقه گيلان ، بلكه در مقياس ملى حائز اهميت فراوانى هستند . علاوه بر اين گيلان منطقه اصلى كشت بادام‌زمينى و دومين منطقه مهم كشت توتون در كشور است و حدود 6 / 17 % از كل توتون و تنباكوى توليدى كشور در اين استان توليد مىشود . قبل از اينكه خصوصيات هريك از محصولات كشاورزى را به تفصيل مورد بررسى قرار دهيم ، ميزان توليد برخى از محصولات را كه از اهميت بيشترى برخوردارند در جدول 12 طبقه‌بندى كرده و جايگاه هريك از آنها در مقايسه با توليدات عمده كشاورزى كل كشور نشان داده مىشود . برخى محصولات ديگر كه در گيلان كاشت مىشوند هرچند كه در مقايسه با كل كشور رقم قابل‌توجهى ندارند ، اما در مقياس استان از نظر مصرف داخلى اهميت شايانى دارند . محصولاتى مانند لوبياى تازه ، باقلا ، سبزيهاى برگى و غده‌اى ، محصولات جاليزى ، گياهان علوفه‌اى ، انواع ميوه‌هاى هسته‌دار و دانه‌دار از نظر توليد در سطح استان رقم قابل‌توجهى دارند . فهرستى از اين محصولات كه عمدتا داراى مصرف محلى هستند در جدول 13 گردآورى شده است . جدول شمارهء 13 - سطح زير كشت و توليد برخى از محصولات مهم كشاورزى گيلان مأخذ : محاسبه شده بر اساس آمارنامهء كشاورزى سال 1365 . در گيلان بر خلاف بسيارى از نقاط ديگر كشور مساكن روستائى اغلب پراكنده بوده و كمتر به صورت متمركز ديده مىشوند . از اينرو هر خانوار روستايى علاوه بر زمين زراعتى كه براى گذراندن زندگى در آن به كشاورزى مىپردازد در محوطه خانه خود زمينى براى فعاليتهاى كشاورزى جنبى در اختيار دارد . در اين زمينها اغلب محصولات مصرفى مورد نياز كشاورزان كاشته مىشود و چنانچه بيشتر از نياز خود توليد نمايند بقيه آن را به بازار عرضه مىكنند . كشت انواع سبزيها ، گوجه‌فرنگى ، بادمجان ، پياز ، لوبيا و برخى محصولات جنبى ديگر معمولا در اين زمينها انجام مىگيرد . در كنار آن كمتر خانه‌اى وجود دارد كه تعدادى درخت ميوه براى مصارف خانگى نداشته باشد . فضاى مسكونى خانوارهاى روستائى در استان گيلان طورى طراحى شده كه بتوان در كنار فعاليت اصلى كشاورزى به كشتهاى جنبى نيز پرداخت . علاوه بر آن در همين فضا امكان پرورش مرغ ، اردك ، غاز و در مواردى بوقلمون نيز امكان‌پذير است . حتى نگهدارى چند رأس گاو براى تأمين شير در همين محوطه انجام مىگيرد . قبل از عموميت يافتن ماشينهاى كشاورزى نگهدارى گاو نر و اسب در ميان خانوارهاى كشاورز استان گيلان بسيار معمول بود . از نيروى گاو براى شخم زدن و از اسب براى حمل برنج از مزرعه به انبار استفاده مىشد . هرچند كه هنوز هم جسته‌وگريخته حمل برنج از مزارع به انبار به وسيله اسب يا حيوانات باركش ديگر انجام مىگيرد ، ليكن استفاده از گاو براى شخم زدن ديگر به كلى منسوخ شده و يا بسيار نادر است . برخى محصولات توليدى گيلان علاوه بر اهميت اقتصادى كه دارند از شيوه كاشت و داشت و برداشت خاصى برخوردارند كه مجموعه عمليات لازم براى توليد اين محصولات در زمره فرهنگ كشاورزى و جزو ميراثهاى محلى گيلان درآمده است . طىّ پنجاه سال گذشته تحولات عميقى در شيوه‌هاى زراعى و ابزار كشاورزى به وجود آمده است . از اينرو ضمن بررسى برخى از اين محصولات به تحولاتى كه در زمينه و روش توليد آنها به وجود آمده نيز اشاره مىشود : 1 - 7 - برنج نام علمى اين محصول اوريزا ساتيوا « 28 » است . خاستگاه اوليه آن را هندوستان و يا برمه مىدانند و از قديمترين محصولات كشاورزى آسيا به‌شمار مىرود . كشت آن از حدود پنج هزار سال پيش از ميلاد در چين معمول بوده است . برخى از مورخان معتقدند كه اين محصول از طريق هندوستان و چين به ايران آمده است . سابقه كشت برنج در ايران به دوران هخامنشيان مىرسد . « 29 » اما كشت آن در سواحل درياى خزر ديرتر معمول شده است . بر اساس برخى منابع تاريخى برنج در سده‌هاى سوم و چهارم هجرى غذاى اصلى مردم گيلان بوده است . « 30 » در زبان سانسكريت از برنج به نام وريهى « 31 » و بيريزى « 32 » ياد شده است . واژه برنج در فارسى و برز در زبان تالشى با كلمه بيريزى كه ريشه

--> ( 28 ) . Oriza Sativa ( 29 ) . غلات ، ناصر خدابنده ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1369 . ( 30 ) . نگرشى اجمالى بر زراعت برنج ، نشريه شماره 4 وزارت كشاورزى ، تهران 1364 . ( 31 ) . Vrihi ( 32 ) . Birizi